-
رنگ ها
پنجشنبه 2 آذرماه سال 1391 10:30
گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیباییست !!! عینک را برداشتم .. وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم
-
زمین
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:50
حق با کشیش ها بود گالیله! زمین آنقدرها هم گرد نیست هر کس میرود دیگر باز نمیگردد
-
نگاه
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:42
سکوتـــ دیگر بس استـــ اینجا همه نفهمند احمـــــــــــقند ... نادانــــ ــــــــند نمیتوانند سخن قلب را از نگاه بخوانند !!!
-
زخم
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:41
"زخم ها" خوب می شن! اما "خوب شدن" با "مثل روز اول شدن" خیلی فرق داره
-
کوچ
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:38
تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند.. عاشق که شدی کوچ میکنند
-
تنهایی
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:34
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم, گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد...
-
اشک
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:32
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺷﮑﯽ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﯾﮏ ﺳﮑﻮﺕ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﻤﯿﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ .
-
اشک
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:32
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺷﮑﯽ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﯾﮏ ﺳﮑﻮﺕ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﻤﯿﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ .
-
عفو
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:10
اگر میخواهی دقیقه ای خوشحال باشی، انتقام بگیر ولی اگر خواهان خوشحالی همیشگی هستی، عفو کن.(لاکودار)
-
تنهایی
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 13:50
من تو را دوست دارم و تو دیگری را و دیگری دیگری را... و در این میان همه تنهاییم....
-
دوستی
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 13:43
پیری میگفت: اگه میخوای جوان بمونی درد دلت وبه کسی بگوکه دوستش داری ودوستت داره.گفتم پس چرا توپیرشدی؟ خندید وگفت دوستش داشتم،دوستم نداشت.
-
باز باران
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:50
باز باران با ترانه٬ میخورد بر بام خانه» خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ ... ... آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست آرزو هست؟٬در دل تو کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر...
-
احترام
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:48
مصــرف بیـش از حـد "احــترام" باعـثِ اختـلالات روانـى طـرفِ مقـابــل و اختـلالات عصبــى شــما میـگـردد.. لطفا در میزان مصرف دقت کنید.
-
عاطفه
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:47
مترسک را دار زدند ، به جرم دوستی با پرنده .. که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد ; راست می گفتی که اینجا " قحطی عاطفه " است ...!!!
-
عمر
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:46
کی گفته زمان طلاست؟ من مزه مزه اش کردم... زمان عین الکله... ثانیه ثانیه میسوزونه میره تو عمق وجودت... مست مست که شدی, چشاتو باز میکنی میبینی عمرت گذشته و تو موندی و خماری از دست رفتن یک عمر
-
عقاب
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:44
باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند.
-
بغض
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:43
یک نفر دلتنگ است یک نفر می گرید یک نفر سخت دلش بارانیست ... یک نفر در گلوی خویش بغض خیسی دارد بغض کالی دارد یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال.
-
شادی
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:41
بر روی باغ شانه ات هروقت اندوهی نشست در حمل بار غصه ات باشوق شرکت میکنم یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت هرچند کوچک باشد آن را با تو قسمت می کنم
-
دل
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:40
دلت تنگ یک نفر که باشد تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد تو دلت تنگ است ... دلت برای همان یک نفر تنگ است تا نیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمی شود.....!
-
دلتنگی
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:38
اگه میخوای حال کسی رو بفهمی، ازش نپرس دروغ میگه... ... هدفونشو بردار ببین چی گوش میده.
-
آسمان
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:31
آسمان متعلق به کسی است که پنجره اش را به سوی آن باز می کند .
-
عمر
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:26
گاهی عمر تلف میشود ؛ به پای یک احساس …. گاهی احساس تلف میشود ؛ به پای عمر ! و چه عذابی میکشد ، کسی که هم عمرش تلف میشود ؛ هم احساسش …
-
دریا
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:10
تو یادت نیست ولی من خوب به خاطر دارم : که برای داشتنت دلی را به دریا زدم که از آب ... واهمه داشت...
-
عادت
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:06
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند، چه تلخ است قصه ی عادت!
-
مادر
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 12:01
روزی به خانه برمیگردم تغییر کرده ام میدانم ، بزرگتر شده ام شاید هیچ آرزویی ندارم ، جز اینکه مادرم نیز مثل من بزرگ نشده باشد تحمل دیدن چروک چشمانش را ندارم... کاش همان مادر کودکی هایم،پشت در منتظرم باشد...
-
پیمانه
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 11:59
خدایا... طاقت مرا با طاق آسمانت... اشتباه گرفته ای... این پیمانه... سال هاست که پر شده...!!!
-
عشق
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 11:54
آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است این را دانستم و می دانم که آدم به آدم است که زنده است؛ آدم به عشق آدم زنده است! کلیدر محمود دولت آبادی
-
ایمان
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 11:53
در زندگی همیشه به کسی اعــــتماد کن که بهش ایــــمان داری، نه احســـاس...احساس تغییر میکند ولی ایمان روز بروز محکم تر میشود ...........
-
حکمت
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 11:52
بعضی وقتا خدا درهای رحمتش رو یه خورده باز میکنه تا بتونی از لای در، رحمتارو ببینی؛ ولی نمیتونی بهشون دست بزنی چون روی در قفلی به نام حکمته .../.
-
نفهمیدن
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 11:43
تو هر چه میخواهی باش اما... ادم باش, چقدر نشنیدنها و نشناختنها و نفهمیدنهاست که به این مردم اسایش و خوشبختی بخشیده!!! مگر نمیدانی بزرگترین دشمن ادم فهم اوست؟ امروز گرسنگی فکر از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است.برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز نفهمیدن.....