دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ایی کوتاه ,
و صدایی که شنیدم مرا لرزاند،
صدای خنده ی ” خدا ” را شنیدم , واضح تر از صدای نفس هایم . .
آنکس که غروب را عاشق است، دل شکسته یی دارد.
آنکس که پرندگان را عاشق است، سودای سفر دارد.
آنکس که نانش را با دل شکسته و سودای سفر میخود
خانه اش را، خاک وطنش را، و عشقش را دوست ندارد
ماهیها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند,
دریا که آرام شد اسیر تورصیادان شدند...
تلاطم های زندگی حکمتی از خداست,
از او بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان.
دلت همیشه آرام.
گاهی عشق بر خلاف قوانین فیزیک عمل میکند
هرچه به معشوق نزدیک تر می شوی
دورتر به نظر می رسد
... هر چه فاصله اش بیشتر میشود
بزرگتر دیده میشود
چشم میبندی، میبینیش
چشم باز میکنی، نیست
هرگاه دیدی چنین است
صمیمانه به خودت تسلیت بگو......
گفت با پدر یه جمله بساز
گفتم من با پدر جمله نمی سازم
فردامو مـی ســـازم...
خواستن ،همیشه توانستن نیست
گاهی فقط،
داغ بزرگی است
که تا ابد بر دلت می ماند